Lilypie Second Birthday tickers فرشته کوچولوی من


فرشته کوچولوی من

جشن تولد 3سالگی
نویسنده : لیلا - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩۱/٤/٤
 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

به چشم برهم زدنی گذشت این 3سال...کی باور میکنه که آرتین کوچولوی فسقلی دیروز، بزرگ مرد شیرین زبون 3ساله ای شده باشه در یه چشم به هم زدن..چه روزهای شیرین وتلخ وخوب وبد وسخت ودلپذیری رو گذروندیم درکنار هم..لذت مادر بودن ودرکنار چنین نعمت شیرینی بودن ازبهترین وقشنگ ترین لذت های دنیاست که با هیچ چیز نمیشه عوضش کرد

هیچ چیز سخت تر از مادر بودن نیست ولی درعین حال هیچ چیز هم لذت بخش تر از مادر بودن نیست این لذت وسختی ها درکنار هم سپری میشه واین گذر عمره..این عقربه های ساعت که تند تند میگذره کاش کمی یواش تر میرفت نگرانم ومیترسم از روزی که برسه ومن حسرت این روزهای قشنگ وزیبا رو بخورم حسرت آغوش گرم ومهربون پسرم رو که با علاقه ای وصف ناپذیر بوسه بر گونه ام میزنه..حسرت این روزهای کودکانه ای که گذشت وقدرش رو ندونستیم..سعی میکنم از ثانیه ثانیه اش لذت ببرم ..

امسال 1تیر 5شنبه بود وتولد ارتین رو  بر خلاف سالهای گذشته بدون تاخیر وهمون روز گرفتیم..یه تولد خانوادگی که به لطف وکمک دوستان امسال یه رنگ وبوی دیگه داشت وجینگول ومستونش کردیم تا به بچه ها هم خوش بگذره..چند وقتی بود که آرتین با دیدن کارتن بن تن علاقه شدیدی نسبت بهش پیدا کرده بود واسه همین تصمیم گفتم تولد با تم بن10 براش بگیرم .هرسال دوستام تولدهای خوشگل با تم های مختلف میگیرن راستش من خیلی حال وحوصله و وقت این کار رو ندارم ولی امسال به لطف دوست عزیزم مهتا یه تولد خوشگل بن تنی گرفتم..تشکر ویژه دارم از مهتا جون که طراحی همه این وسایل رو برای من انجام داد ومن فقط زحمت چاپ وبریدنش رو کشیدم همین وگرنه من از این هنرها نداشتم...افسانه جون وماریا جون هم تشکرات ویژه دارم ازتون..

یه عکس از ذوق زدگی آرتین از این جشن تولد بن 10 :

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

کلی کادوهای خوشگل گیرش اومد آرتین خان که متاسفانه یادم رفت از کادوهاش عکس بگیرم .بعدا عکس کادوهاشو میذارم..

اینم کیک تولد بن10:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

واما داستان آرتین درباره خودش وبن تن..خیلی جالبه

روزی که تزئینات تولد رو زدم به دیوار وآرتین عکسش رو کنار بن تن دید تو بنر..خیلی ذوق کرد.من ازش پرسیدم آرتین تو کی رفتی پیش بن تن عکس اندختی من نبودم؟

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

درجا یه داستان تخیلی واسه خودش ساخت که:

دیروز رفتم با ماشینم خونه مامانی اینا.ماشینم رو اونجا پارک کردم بعدش پیاده رفتم تا خونه بن تن وباهاش عکس انداختم..بهش میگم آرتین حالا چرا با ماشینت نرفتی خونه بن 10میگه آخه بن تن ماشین منو خونشون راه نمیداد منم مجبور شدم ماشینم رو خونه مامانی پارک کنم وپیاده برم ..اما یه عالمه بعدش عکس گرفتم با بن 10 تو که نبودی..ههههههههههه مرده بوده از خنده .تا شب برای همه این داستان رو تعریف کرد

آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی

بقیه عکس های تولد وتزئینات میز شام روچون زیاد بود در ادامه مطلب گذاشتمشون.اینم تولد 3سالگی آرتین خان..عشق مامان وبابا


 
ادامه مطلب...
comment نظرات ()

 
عکس های آتلیه /اسفند 90/عروسی خاله آرتین
نویسنده : لیلا - ساعت ۱۱:۳٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳٩۱/۳/۸
 

 

 

 

اینم پسر کت وشلواری ما ...داماد خوشتیپ ما تو عروسی خاله اش..من که سیر نمیشم از دیدن عکس هاش....عاشقتم آرتییین مامان....رفتیم آتلیه یکی از دوستام وچند تایی عکس انداختیم .پدرمون رو درآورد تا 2تا ژست بگیره وازش عکس بگیریم 1ساعتی علاف بودیم..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 اینجا داره از ترس اینکه بیافته سکته میزنه

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

 

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

این عکس آرتینو میخوام بدم واسه تبلیغ پیرگاردینی هاکوپیانی جایی..عاشقشم..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

وقتی بهش میگم آرتینم داماد شدی خوشتیپ شدی مامان قربونت بره ..میگه نه من داماد نیستم من عروسم من دلم میخواد عروس باشم اینو از تنم دربیار لباس عروس تنم کن من تور عروس وگل سر عروس میخوام..با جیغ وداد وفریاد..میبنید تو رو خدا پسره ما داریم؟!!!..... اینهمه ما واسه مرد شدنش وداماد شدنش ذوق کردیم آقا میخواد عروس بشه..هی هیخنده


 
comment نظرات ()

 
سال91
نویسنده : لیلا - ساعت ۱۱:٠٥ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳٩۱/٢/٢
 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

سال 91هم اومد ومامان تنبل چیزی ننوشت از عید ونوروز وآغاز سال جدید .اریبهشت ماه هم رسید ..وبالاخره بعد از 4ماه من اومدم .یه مامان تنبل وشرمسار..اینقدر مشغله ها زیاد شده که فرصت نمیکنم بیام  وبه اینجا سری بزنم ببخش منو پسرکم.

آخرین یادداشتم مربوط به 2سال ونیمگی ارتینه .امروز دوم اردیبهشت آرتینک ما 2سال و10ماهه شد .چیزی نمونده تا 3سالگی..

سال 90با تمام خوبی ها وبدی هاش تموم شد ورفت وبه خاطره ها پیوست.سال 91روهمراه با بهترین آرزوها ودرکنار آرتین نازنین شروع کردیم امید به خدا که سالی باشه پر از خیر وبرکت برای همه.

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

وقتی دیر به دیر میام ومینویسم اینقدر اتفاقات جدید میافته تو این مدت که وقتی میخوام بگم اصلا نمیدونم از کجا بگم .آرتین در آستانه 3سالگی به قدری شیرین زبون شده که هر ثانیه به ثانیه زندگیمون رو شیرین میکنه ودلم میخواد همه شو ثبت وضبط کنم حیف که نمیشه وبه سرعت برق وباد این روزهای قشنگ سپری میشه وروزبه روز آرتینک ما بزرگ وبزرگ تر..

مثل یه طوطی سخنگو دونه دونه کلماتی رو که ما میگیم ضبط میکنه ودرموقعیت مناسبی همون حرف ها رو تحویل ما میده..

قسمتی از گفتگوهای مامان وآرتین در طول روز:

*آرتین(عصبانی از اینکه چرا مامان گوش نمیده به حرفش): مامان نمیفهمی چی میگم هان نمیفهمی؟ آخه من چند بار بگم هان؟1بار 2بار 100بار؟اون ماشین بزرگه رو از بالای کمد بده به من گفتم .چرا گوش نمیدی چی میگم؟دیونه ام کردی(تقلید از وقتی که من اینجوری باهاش حرف میزنم)

*وقتی کار بدی میکنه تنبیهش اینه که باید تو اتاق دربسته اش بمونه. وقتی از دست من عصبانیه ومن تو اتاقم میاد در رو روی من میبنده ومیگه: بچه بدی شدی همینجا بمون .گریه کن..مامان میگم گریه کن تا بفهمی کار بدنکنی دیگه..

*مامان :آرتین رفتیم خونه مامانی بگو عیدتون مبارک.

آرتین: نه عید اونا نیست عید منه .عید مال منه .عید من مبارک عید ارتین مبارکه ..

*بابا: آرتین امروز تولد مامانیه بهش بگو مامان تولدت مبارک .اینم کیک تولدمامانه میخواد شمع هاشو فوت کنه

آرتین: نههههههههه(با عصبانیت شدید) تولد منه کیک منه خودم فوت میکنم(کلا هر جا بریم تولد ،تولد آرتینه نه کس دیگه ای)

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

*اسفندماه عروسی خاله آرتین بود.بهش میگم آرتین عروسی خاله است.

آرتین :نههههه عروسی منه .من میخوام عروس بشم.

مامان:تو پسری آرتین تو داماد باید بشی نه عروس دخترها عروس میشن.

آرتین با گریه: نهههههه من دوس ندارم دوماد میخوام عروس باشم

*کلا پسر ما خیلی دوست داره دختر باشه شاید به خاطر اینکه تو مهدکودکشون اکثر بچه ها دخترن وبیشتر با دخترها نشست وبرخاست کرده

آرتین:مامان لاک بزن برام.رژ لب بزن  برام. گل سر ببند سرم ..موهامو کش ببند.

مامان :آرتین مگه دختری آخه عزیزم؟این کارها مال دخترهاست

آرتین:آره دخترم من دخترم..مامان تو چرا لاک زدی مگه دختری؟

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

*آرتین:من بزرگ شدم دیگه مامان. آقا شدم مرد شدم ببین 2سالمه ها

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

خلاصه که حرف زدنش دیگه تقریبا کامل کامل شده وخیلی خوب همه چیز رو میفهمه.گاهی چیزایی میگه که ما متعجب میشیم ..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

خیلی چیزهای دیگه هم هست که الان یادم نمیاد بنویسم .اگه زود به زود بیام اینقدر فراموش کار نمیشم.قول میدم قول قول  که از این به بعد دیگه زود زود بیام بنویسم..دارم عقب میافتم از روزانه های آرتین وحیفه این خاطراته که ثبت نشه.

 

آرتین در یکی از روزهای عیدکه به پیک نیک رفتیم:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

یه روز بهاری ،آرتین ودوستاش تو پارک ملت وسط لاله هاعجب بوس وبوس بازی:

 

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

ای وای آوینا جون اینجوری نگاه نکن بیا یه ماچ آبدار هم از لپ های تو بکنم:

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آخ آخ پونه هم دلش خواست بیا بغلم عزیزم:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

باید یه جوری دل همه رو به دست بیاره دیگه چه میشه کرد...


 
comment نظرات ()

 
2سال ونیمگی وشب یلدا وتولد بابائی..
نویسنده : لیلا - ساعت ٢:۳٤ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/۱٠/٤
 

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

شب یلدا از راه رسید .سومین زمستان  وشب یلدائی بود که با آرتین داشتیم یه شب یلدای 3نفره همراه با تولد بابائی.ولی فرقش این بود که آرتین امسال حسابی بزرگ شده وبا زبون شیرینش کلی به شبمون صفا داد..یه کیک تولد خریده بودم برای بابایی که تا آوردمش آرتین داد زد تولدمنه کیک منه..گفتم نه مامان جون تولد باباییه براش کیک خریدیم کادو خریدیم بیا کادوی بابا رو بده بهش.جیغ ودادوگریه که نه من کادو میخوام مال منه کیک مال منه تولد منه..من که پیش بینی میکردم آقا آرتین که عاشق تولد وکادو واینچیزاست واحتمالا این برنامه پیش میاد برای اونم کادوخریده بودم .بهش گفتم اول تو کادوی بابائی رو بده وبهش بگو تولدت مبارک  بعدش بابائی هم به تو کادو میده .قبول کرد کادوی باباش رو گرفت وبدو بدو رفت کادو رو داد وگفت داود تولد مبارک مبارک وتند تند بوس کرد باباشو وسریع دستشو دراز کرد که کادوی خودش رو بگیره.کلی خندیدیم از دستش .چند بار هم شمع روی کیک باباشو فوت کرد هی گفت تولدم مبارک..

اینم آقا آرتین در حال بریدن کیک بابائی: آپلود عکس کوچولوهای فارسی

مراسم شب یلدا هم که خونه مادربزگ ها رفتیم هم این وری هم اون وری وآرتین کلی هندونه وانار خورد وتا صبح 555باررفت دسشوئی.

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

پسرک شیرین زبونم اینقدر دلبری میکنه این روزها که همه رومبهوت خودش کرده.حدود20تا شعر بلده که از مهدکودک یاد گرفته واینقدر بامزه میخونه که میخوام 1000بار فداش بشم موقع خوندن.البته وقتی برای دیگران میخونه نیاز داره که من ترجمه کنم چون یه قسمتهاییش رو فقط من میفهمم که چی میگه با اون زبون بچه گونه اش بعضی ها متوجه نمیشن.

آرتین:

-مامان گمه (دکمه) لباسم رو ببند..کپش(کفش)هامو پام کن برم مد(مهد)کودک

-مامان لیلا آلاوووو(آی لاو یو) .دوشت دارم خلی..خلی زیااااد.اندازه ستاره آسمون.بغلم میکنی؟

تو هم دوشم داری مامان لیلا؟چندتا؟ خلی؟ قد ستاره ها؟(این سوالی که هرروز بارها ازم میپرسه)

معلومه که دوست دارم عزیز دلم از همه دنیا بیشتر تو تنها دلیل زنده بودنمی

-مامان لیلا یواش برو(موقع رانندگی) تصافت(تصادف)میکنی هاا.بگو اون آقاپسره بره کنار تا ما ردشیم...

-مامان لیلا بغشید(ببخشید) دیده(دیگه) تو شورتم جیش نمیکنم دوشت دارم باشه؟

(سریع 2تاماچ هم میچسبونه رو لب ولپ منو وتا بوسش نکنم ونگم که باشه بخشیدمت همینجوری میگه ومیگه)

پس با من دوستی مامانی؟دیگه آشتی شدیم؟هوراااا

-(ازش میپرسم تو مهد چیکارکردی؟) بازی تردیم(کردیم ) با بچه ها.نگین رو بوس تردم.ثمین نمیذاره بوسش تنم .بعدش ماشین بازی و.. ام ام (با کسره) خمیر بازی .دیده دیده(دیگه) پلو خودیم ماکارین(ماکارونی) خودیم با سوپ وماست. سمیه جون(مربی مهدش)هم بوسم ترد آخههه دوسم داره اندازه ستاره آسمون.خودش گفت بهم..پاستیل وجله(ژله) میده جایزه بهم.جیش داشتم اقیه(رقیه)جون برد منو جیش تردم..بعد لالا تردیم وتو اومدی..

لحظه لحظه این روزها رو میگذرونیم در کنار هم با چنان لذت وعشقی که وصف کردنی نیست .وقتی آرتین حرف میزنه گاهی واقعا دلم میخواد اینقدر فشارش بدم که ذوب بشم تو وجودش..هیچ وقت فکرنمیکردم عشق به فرزند اینقدر بزرگ وزیبا باشه .خدا دامن هر زنی رو که آرزوش رو داره سبز کنه انشالله..

ماشین سواری وموتور سواری از بازی های روزانه آرتینه که درودیوار خونه رو باهاش صفا داده .از بیرون که میاییم خونه هنوز لباسشو عوض نکرده میپره رو ماشینش وشروع میکنه..

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

یه سرویس قابلمه خریده بودم که هنوز فرصت نشده بود کارتن خالیشو ببرم دم در خونه بذارم آقا آرتین یه حال اساسی کرد و2ساعتی باهاش بازی کرد وتا پاره اش نکرد ول کنش نبود.

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

هفته پیش تولد یکی از دوستای آرتین بود .آریاناکوچولو 3ساله میشد.یه عالمه نی نی های ناز دور هم جمع بودن وکلی آتیش سوزوندن..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

اینم یه سری عکس های بدون شرح ازآرتین به خاطرافسانه جون که دیگه نگه چقدرحرف زدی وچقدر عکس کم گذاشتی....

آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی


 
comment نظرات ()

 
آرتین 2سال و4ماهه شد....
نویسنده : لیلا - ساعت ۱٠:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳٩٠/۸/۱۱
 

بعد از 3ماه تاخیر بالاخره این مامان تنبل اومد که وبلاگ آپ کنه...واقعا خجالت آوره.

یه مدته خیلی درگیر بودم واصلا وقت نمیکردم اینجا بنویسم..بعدشم مگه آرتین شیطون بلا فرصتی هم باقی میذاره واسه آدم ..ماشالله هرروز شیرین تر وشیطون تر از روز قبله...

تو این 3ماهه یعنی دقیقا بعد ازتولد دوسالگیش تا امروز اینقدر پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشته تو یادگیری زبان که قابل وصف نیست آرتینی که 4تا کلمه به زور بلد بود الان چنان شعر وداستان برامون تعریف میکنه که غش وضعف میریم براش...چقدر زبون باز کردن بچه ها شیرینه..اصلا فکرشو نمیکردم که به این سرعت پیش بره ..یعنی تحول عظیمی بود وخوشحالم فکرمیکنم مهد هم بی تاثیر نبود چند تا شعر رو که من اصلا بلد نبودم و از مهد یاد گرفته بود من گوش میدادم اوایل نمیفهمیدم چی میگه با دقت زیادگوش دادم و الان بالاخره منم شعر رو یاد گرفتم :ای بابا ..ای مامان مهد کودک چه خوبه..اینجا رو دوست دارم..

وهمینطور شعر آقاپلیسه زرنگه با دزدا خوب میجنگه

شعرای دیگه ای  که آرتین بلده:حسنی نگو بلا بگو رو دیگه کامل خودش میخونه..یه توپ دارم قلقلیه..توپ سفیدم قشنگی ونازی...اتل متل ...شیر تا بخوای مفیده...تولدت مبارک.

خلاصه که شیرن زبون ما شیرین عسلی شده واسه خودش ودلی از ما میبره...

گفتگوی 2نفره آرتین ومامان...

آرتین:مامان گشنمه پلو ماست میخواممم(اگه ماست کنار غذا نباشه اصلا غذا نمیخوره)

مامان:چشم الان میارم مامان

آرتین: آب هم بیار زود باش دیگه گشنمه هاااا

غذا رو آوردم وآرتین دهانش رو باز کرده تا لوزه سومش هم دیده میشه..تا قاشق میاد لب دهنش دهنشو میبنده

آرتین:  مامان داغه هاااا فوت نکردی..فوت کن میسوزماااا

فوت میکنم ومیخوره

آرتین:به به چه خومزه مامان مرسی..(سرش رو هم تکون میده)

وقتی سیر شد ودیگه میلی به خوردن نداره الکی برای اینکه نخوره...

آرتین:ماماخوابم گرفته دیگه.. دلم درد گرفته ها بسه دیگه بقیه شو شب میخوریم دیگه ایر(سیر )شدم..

میریم واسه خواب..بغلم میکنه ودستشو دور گردنم حلقه میکنه معمولا اینجوری میخوابه...

آرتین :مامان دوست دارم..عاشکم(عاشقتم).میخوامت..آکرم(چاکرتم)..اوکرتم(نوکرتم)..قابل توجه که دوتا کلمه اول رو من یادش  دادم بقیه رو پدر عزیزش..

مامان:مرسی عزیزم منم دوست دارم عاشقتم پسر گلم حالا بخواب دیگه ..

آرتین:مامان شنگول منگول بخون برام..

مامان درحال خوندن قصه شنگول ومنگوله وآرتین هم یه قسمت هایی رو همراهی میکنه

آرتین: مامان بزی میگه بچه ها در رو روی کسی باز نکنین هااا ..بعدش آقا گرگه میاد(اینجا صداشو کلفت میکنه) تق تق کیه کیه ؟من آقا گرگه... بعدش شنگول ومنگول رو خوووووورد...ووو....مامانشون اومد وشیکم  آقا گرگه رو پاره کرد وشنگول منگول اومدن پیش مامانشون..قصه ما به سررسید کلاغه به خونش نرسید..

وبالاخره آرتین ما در خواب عمیقی فرو میرود...

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

تو این 3ماه تابستون 1بار رفتیم سبزوار و2بار هم رفتیم شمال ..آرتین خیلی دریا رو دوست داره وکلی شنا کرد وبهش خوش گذشت..یه ویلای روستایی بامزه هم بود مال یکی از دوستان که سری زدیم به اونجا واین عکس های زیبا مال اونجاست.آرتین تو بالکن خونه واستاده وژست گرفته..

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

کلا خیلی سخت میشه از آرتین عکس گرفت جدیدا همش میگه دوربینو بدید به خودم ونمیذاره ازش عکس بگیریم..

واما از عظیم ترین پروژه وبزگترین ومهم ترین مرحله زندگی آقا آرتین بگم که در اول مهرماه 90یعنی در سن 2سال و3ماهگی آغاز شد پروژه از پوشک گرفتن آرتین ومرد شدنش..دیگه پسرمون میره دستشویی وآقا شده.از اول مهر شروع کردیم با کتاب داستان وقصه واین حرف ها که عروسکش رو هم با خودمون میبردیم تو دسشویی تا جیش کنه...وبالاخره بعد از 1ماه تلاش یاد گرفته والان دیگه کامل کامل مرد شده پسرمون..خیلی سخت بود ولی بالاخره به خوبی پشت سر گذاشتیم وراحت شدیم از این یکی مسئله هم...

آرتین خطاب به عروسکش: نی نی تو شورتت جیش نکنی هاااا تو دیده بزگ شدی برو دسشویی جیش کن تا مامانت بهت جایزه بده وگرنه دعوات میکنه ها اگه تو پوککت (پوشکت)جیش کنی..

خیلی کارها وحرف های دیگه هست که ایشالله اگه تنبلی نکنم تو آپ های بعدی مینویسم..

اینم حسن ختام یه عکس سانسوری وتوپ از آرتین ودوست دخترش.ببینید چه لاتی یه دستی بغل گرفته و..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی


 
comment نظرات ()

 
عکس های آتلیه 2سالگی آرتین وشیرین زبونی هاش
نویسنده : لیلا - ساعت ۱٠:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٥/۱۱
 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

2سال و1ماه و11روزه است الان پسرک شیطون وبازیگوش وشیرین زبون ما ..اینقدر حرف زدنش بامزه شده که نگو..هرروز 2تا کلمه وجمله جدید به دایره لغاتش اضافه میشه مثل طوطی هرچی رو ما میگیم تکرار میکنه ودیگه باید مواظب باشیم حرف بدی از دهنمون درنیاد که سریع ضبط میکنه..

عاشق شعر حسنی تویه ده شلمروده ومیخونه با من..(قرمز ها رو آرتین میگه وسیاه ها رو من)

توویه ده المرود حسنی تک و تنها بود...حسنی نگو بالا بیگو تبل تبلا بیگو

موی بلند ..روی سیاه ..ناخون دراز..باه باه باه ...نه ال الی نه گل گلی نه مرغ زرد کاکلی 

هیچ کس باهاش افیق نبود..تنها رویه  سه پایه نشسته بود تو سایه..باباش میگفت:حسنی میای بیریم اموم نه نیمیام  موهاتو میخوایایصلا کنی..نه نیمیخوام...

تا همینجاشو بلده ..

همش میگه حسنی بگون حسنی بگون(بخون).. کتاب هاشو میاره ومیگه اتاب بگون مامانی

عاشق پلو خوردنه هروقت میگم آرتین به به بدم میگه نه پولو بده حتما هم باید باهاش ماست بخوره وگرنه لب به غذا نمیزنه.

بهش میگم آرتین میری مهد کودک چیکار میکنی؟

میگه برم مهد کودک دوردوره (سرسره) دبار(سوار) شم...ماشین بازی تنم(کنم) ناگاشی تنم(نقاشی کنم) با نی نی بازی تنم..

خیلی مهدکودکش رو دوست داره جدیدا وقتی میبرمش صبح باهام بای بای میکنه وبرام بوس میفرسته وبا کمال میل میره تو کلاسش..خیلی خوشحالم بابت این قضیه

دیگه دیگه چی بگم از کلمات وحرفاش نمیشه دونه دونه گفت چون زیاده اونایی که بامزه بود به نظرم رو نوشتم..

هرکسی کار بدی بکنه یا دعواش کنه بهش میگه بچه بد..بچه بد تو...خیلی هم با تاکید میگه انگار رو ب تشدید داره

آهان یه جمله خیلی جالب هم میگه : حالا چیکار کنیم؟؟ یا یه لحن خیلی با مزه که من میمیرم براش مثلا یه هو یه ظرف میشکنه یا آب میریزه زمین میزنه رو دستش میگه وااای حالا چیکار کنیم؟؟..

بهش میگم آرتین چه خبر؟ میگه خوبم..مرسی

و ..و..و ..وخیلی چیزای دیگه که میگه وما از شنیدنش لذت میبریم واقعا بچه ها تو این سن خیلی شیرین وبامزه ان..

اینم عکس های آتلیه 2سالگی آرتین خان:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی


 
comment نظرات ()

 
دومین تولد آرتین(تولد خانوادگی)
نویسنده : لیلا - ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳٩٠/٥/٢
 

بعد از اون تولد دسته جمعی که آرتین با دوستاش داشت این بار روز 16تیرماه یه تولد دیگه هم براش گرفتیم که خانوادگی بود عمه وخاله ودایی ومادربزرگ وپدربزرگ ها بودن...به آرتین که خیلی خوش گذشت جدیدا خیلی از تولد خوشش میاد  آهنگ تولدت مبارک رو یاد گرفته وهمش میخونه تا یه چیزی مربوط به تولد میبینه میگه تولد تولدت مباررررک..مثلا کلاه تولد یا تزئینات تولد یا بادکنک وشمع که میبینه شروع میکنه خوندن اهنگ تولد.به نسبت پارسال که هیچی از تولدش نفهمید امسال خیلی بهش خوش گذشت .

اینجا مشغول رقصیدنه با همبازی هاش:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

اینم کیک تولد آرتین یه دلقک خوشگل وبامزه با شمع 2سالگی..خودش از بین کیک هایی که تو کیک فروشی دیدیم این رو انتخاب کرد وگفت اینو میخوام نی نی داره..

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آرتین در کنار کیک تولد... ذوق زده از شمع های روی کیک ..در حال گیلاس خوردن:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

بچه ام از بس به شمع ها خیره خیره نگاه کرد چشماش چپ شد..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

تورو خدا فوت کردنش رو ببین ..

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

چرا هرچی فوت میکنم باز روشن میشه ..ای بابا ..

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

واما میز شام وغذاهایی که واسه تولد آرتین درست کردیم:

یادم رفت قبل از اینکه مهمونا رو دعوت کنم سر میز شام عکس بگیرم درنتیجه مجبور شدم وسط غذا کشیدن مهمونا عکس بندازم.. اینه که اکثرا دست هاشون تو عکس دیده میشه ..چیکار کنم دیگه حواسم پرت شده بود.حالا خوبه یادم افتاد عکس بگیرم!!

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 کیک مرغ:بار اولی بود که درست میکردم ولی خوب شد وهمه خوششون اومد ظاهر خوشگلی هم داشت:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

درکنار کیک مرغ لازانیا قرمه سبزی وکباب هم بود:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی  

واما دسر ها: دسر گلدونی که خیلی بامزه بود همه عاشقش شده بودن مخصوصا عاشق اون کرم های تویه خاک گلدون

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 ودسر خورده شیشه: آپلود عکس کوچولوهای فارسی

خوب در پایان هم آرتین در کنار کادوهای تولدش:

 یه موتور خوشگل شارژی که مادربزرگ وبابابزرگ زحمتشو کشیده بودن:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی  

یه ماشین شارژی که مامان بزرگ وبابا بزرگ دیگه اش زحمتشو کشیده بودن:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 آرتین نمیدونست چجوری میتونه رو هردوتاش سوار بشه ومواظب باشه کسی سوار اون یکی نشه تا میدید یکی رفته سراغ ماشین سریع از رو موتور پیاده میشد تا خودش بره سوار ماشین بشه وباز میدید یکی رفته سراغ موتورش واین داستان همچنان ادامه پیدا میکرد ..آخرش هم سر کادوهای آرتین دعوا شد:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

مثل ابر بهار داره اشک میریزه که دست نزنید به اینا کادوهای منه..اصلا این بچه دست ودلباز نیست تو دادن اسباب بازی هاش به بچه های دیگه ..همیشه دعوا داریم سر این قضیه..چیکار کنم نمیدونم..گفتم شاید بره مهدکودک بهتر بشه ولی انگار تاثیری نداره

 آپلود عکس کوچولوهای فارسی ا

اینجا هم داره بازرسی میکنه کادوها رو ..

خلاصه که تولد 2سالگی هم به خوبی وخوشی سپری شد و1سال دیگه گذشت وپسرک شیطون ما داره روز به روزبزرگ تر وشیرین تر میشه.. تو آپ بعدی عکس های آتلیه شو میذارم با شیرین زبونی های جدیدش رو ..

پی نوشت:  تولد سومی که قرار بود براش تویه مهد کودک بگیرن هم کنسل شد .ایشالله سال دیگه تو مهد براش تولد میگیریم..


 
comment نظرات ()

 
تولد دسته جمعی
نویسنده : لیلا - ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳٩٠/٤/٧
 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

امسال هم مثل پارسال آرتین 2یا شاید هم 3تا تولد داره..

اولیش تولد دسته جمعی بود که 3تیر ماه در سرزمین عجایب برگزار شد..

دومیش یه تولده که ایشالله هفته بعد میگیرم براش یه تولد فامیلی

سومیش هم احتمالا تو مهد کودک آخر تیرماه قراره براشون بگیرن..

فعلا از تولد اول که برگزار شد بنویسیم....

روز 3تیرماه تو سرزمین عجایب که سالنی برای برگزاری جشن ها داره یه تولد دسته جمعی برای 25تا نی نی ناز که همشون تیر وخرداد 88دنیا اومده بودن گرفتیم ..دوستای مجازی آرتین که روزگاری مجازی بودند ولی الان مدتهاست که تبدیل به دوستای حقیقی وخوب ومهربونی شدن که از بودن کنارشون لذت میبریم..اینبار یه جشن تولد گرفتیم که به بهونه اون دور هم جمع بشیم واینبار باباهای نی نی ها رو هم بازی دادیم 25تا نی نی 25تا مامان و25تا بابا ..خیلی شلوغ شده بود ویه گروه موسیقی هم بود که با آهنگ های شاد مجلس رو گرم میکرد..خیلی خوش گذشت هم به بچه ها هم به بزرگترها..

بچه ها که تو دنیای خودشون بودن وگاهی گوشه کناری صحنه های جالبی میدیدی که خنده ات میگرفت..صحنه های جالبی از نی نی های بامزه ..

جالب ترین وزیباترینش به نظر من خوابیدن مارتیا کوچولو بود که تو اون شلوغی وازدحام وصدای موزیک واونهمه بچه از خستگی بیهوش شد..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

بشکن زدن آقای امیرمهدی خان رو ببین..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

وبادکنک بازی بچه ها همراه با موسیقی...

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

اینجا دور هم نشستن روی میز کنار کیک وبا همدیگه شمع رو فوت کردن وتولدت مبارک خوندن..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

دونه دونه اسم نی نی های روی کیک رو خوندیم تاریخ تولدشون رو گفتیم وبراشون هورا کشیدیم..یادی هم ازفرشته خوشگل گروهمون که از بین فرشته ها پرکشید وآسمونی شد کردیم..درینای عزیزمون که عکسش هم روی کیک بود..فرشته های آسمون حتمابرات جشن تولد گرفتن عزیزم ..میدونم..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

یه آقای شنگولی هم تو مراسم حضورداشتن که کلی رقصیدن با آهنگ های شاد وبا بچه ها عکس انداختن ومجلسمون رو گرم کردن..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

ولی خوب اکثر بچه ها به جای اینکه خوششون بیاد اولش ترسیده بودن ازش.من جمله آقا آرتین:

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

در آخر هم رفتیم با کارت بازی تو سرزمین عجایب وبچه ها کلی بازی کردند ولذت بردند درکنارهم..

خلاصه که جشن خیلی خوبی بود وخاطره اش برامون باقی میمونه سالهای سال وازش لذت میبریم..کاش همیشه همینطور شاد وسرزنده کنار هم باقی بمونن این اکیپ خوب ودوست داشتنی ..بچه ها بزرگ بشن وتو جشن عروسی هاشون همدیگه رو ببینیم..

نی نی های ناز تیروخرداد 88 تولدتون مباررررررک


 
comment نظرات ()

 
 



آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نويسان

دريافت كد در بهاربيست

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس