Lilypie Second Birthday tickers فرشته کوچولوی من


فرشته کوچولوی من

سومین دندون
نویسنده : لیلا - ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/٢۳
 

بابا اخه من دلدمو(دردمو) به کی بگم؟ نگرانمامانم همش دعوام میتنه ..همش غل میزنه میگه چه پسل بدی ام..آخه نمیدونه که من چقد دلد دالم..گریهداله دندونای جدید دل میالم...اونم ٢تا.اینگده دلد میتنه لثه ام..شبها از دلد خوابم نمی بله...همش ناله میتنم..افسوسبیچاله مامانم نمیتونه از دستم بخوابه اما چیتار تنم خوب؟خیلی خوابم میادش اما نمیشه .نمیتونم .خمیازه

مامانم همش میگه بچه بد چلا غذاتو نمیخولی؟ آخه یکی نیست بگه چرا خودت نمیخولی؟یه قاشق بخول از این سوپ بی مزه ببین من حق دالم یا نه..نمک که نداله ..ترشی هم نداله ..پیاز هم نداله ..مزه زهل مال میده..دوسش ندالم خوب..سبزمده زولههههههههه؟خودشون غذاهای خوشمزه میخولن من بیچاله باید از اینا بخولم نمیخوام...دهنمو سفت میبندم تا نخولم ..اینگده کیف میده تازه یاد گلفتم که صولتمو اون ولی میتنم  گاشگ نره تو دهنم..قهراگر هم بره همشو با زبونم هل میدم بیرون..دوس ندالم خوب.دهههههههههههه.

یه قطله دالم که اسمش قطله آهنه..خیلی بدمزه است اصلا دوسش ندالم اما هل لوز مامان میده بخولم به زول...بعدشم یه عالمه آب میده که دندونام سیاه نشه وهی با انگشتش دندونامو تمیز میتنه...اینگده بدم میاد ازاین کار همش غل غل میکنم وگلیه وزالی که ولم تنه...این مامانم همش منو اذیت میتنه...ای بابا

من دوس دالم همش بشینه کنالم وباهام بازی کنه حلف بزنه باهام ازم دور نشه همش پیشم بمونه اما همش یه خورده باهام بازی میکنه میخواد سریع بله سرکالاش ..آخه من حوصلم سل میله ...چقد تهنایی بازی تنم؟منم میزنم زیر گلیه تا مامانم مجبول شه بیاد پیشم باهام بازی تنه..هههههه..خنده.نگید چه بچه بدیه ها...به خدا چاله ندالم ..وقتی هیچ کی زبونمو نمیفهمه منم از این کالای شیطونی میکنم..خجالت

اینم داشت یادم میرفت ...بابام هم از سرکال که میادش خونه از ذوق دوری من یه هو میپره منو بغل میکنه آی میچلونه آی میچلونه منو....هی بوس هی تف..هی این صولت ریش ریشی شو میزنه به صولت نرم من ..نمیگه من له شدم اون زیر..گازم میگیله ..نیشگونم میگیره ..فکرمیکنه محبت میتنه بابا من دوست ندالم..یواش بوسم تنید لطفا...عجباااااااااااااااااازبان

آخ آخ بلم که الان مامانم بیاد ببینه چیا گفتم دعوام می تنه ..دوباله میام مینویسم بلاتونچشمک


 
comment نظرات ()

 
علی اصغر من
نویسنده : لیلا - ساعت ۸:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱٢
 

Tinypic

عاشورا ومحرم امسال حال وهوای دیگه داشت برام.امسال وقتی روضه علی اصغر رو گوش میدادم یه جور دیگه بود انگار حالا که بچه ۶ماه ام تو بغلم بود حس وحالم فرق میکرد.یه حس عجیب ویه غم غریب.فکر میکردم امام حسین ومادر علی اصغر چه کشیدن اون روزی که علی اصغرشون پرکشید...خدا لعنت کنه یزید وخاندانشو.تا به امروز درک ملموسی نداشتم ولی امسال خیلی بیشتر از هر سال متاثر بودم .روز جمعه ۴دی که ٨محرم بود تو مصلای تهران مراسم حضرت علی اصغر بود وخیلی ها با بچه های شیرخواره شون بودن خیلی دلم میخواست منم با آرتین برم.اما نشد .نشستم پای تلوزیون وبه روضه اش گوش دادم وباهاش اشک ریختم ....

Tinypic پارسال نذر داشتم آرتین رو لباس علی اصغر بپوشونم وشیر هم نذر داشتم که روز جمعه شب تاسوعا نذرم رو دادم وهر ٣روز رو لباس علی اصغر پوشوندم آرتین رو..الهی قربون علی اصغر ۶ماهه ام بشم ..خیلی بهش میومد لباسش.کلی تو این چند روزه رفتیم عزاداری با آرتین .تو کاسلکه میذاشتمش ومیبردمش تودسته وهیات.آروم آروم مینشست تو کالسکه واصلا اذیت نمیکرد.

Tinypic

خلاصه اینم از علی اصغر ۶ماهه ما ومحرم امسالمون با آرتین.

همراه لباس علی اصغر که مامانم آورده بوداز کربلا برای آرتین یه کلاه با مزه ام واسش آورده بودکه سرش کردم شده مثل حاجی ها ...مکه نرفته حاجی شده آقا آرتین ما

Tinypic

واما چکاپ ۶ماهگی ارتین رو بردم دکترش.یه کمی صداش گرفته بود گفتم احتمالا سرما خورده  اما دکتر گفت چیزیش نیست از آلودگی هواست.جای واکسنش سفت شده بود وقلمبه که دکتر گفت مهم نیست با آب گرم ماساژ بدم خوب میشه.وزنش شده بود ٩کیلو وقدش ٧٠سانت.دکترش که راضی بود تقریبا ۶٠٠گرم اضافه کرده بود.قرار شد غذای کمکی که میدم بهش سوپ رو هم اضافه کنم .چند روزه که شروع کردم به دادن سوپ خداروشکر بیشتر از فرنی وسرلاک دوستش داره وبهتر میخوره.ماهیچه گوسفندی رو با سیب زمینی وهویج وسبزی وبرنج میپزم وبعدش میکس میکنم.دیگه ٢وعده غذا میدم به گل پسری یه وعده سرلاک یا فرنی ووعده دوم سوپ.البته غذا دادن به آرتین خیلی سخته چون خیلی از غذا خوردن خوشش نمیاد باید کلی حواسشو پرت کنیم وبخندونیمش تا دهنشو باز کنه ویه لقمه بخوره..چه کنیم دیگه کارمون دراومده.راستی دکتر دندوناشو دید وگفت لثه های بالاش متورمه وداره دندون های بالاش درمیاد برای همینه که نا آرومی میکنه.خداکنه بیخوابی های شبانه اش هم به همین خاطر باشه وزودتر خوب بشه.

دوست دارم عزیز دل مامان ..آرتین گلم ...الان که دارم مینویسم سرکارم وآرتین تو خونه پیش مامانمه..چقدر دلم براش تنگ شده..............


 
comment نظرات ()

 
6ماهگی آرتین.شب یلدا.تولد بابایی
نویسنده : لیلا - ساعت ٩:۳٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱
 

آرتین عشق ما۶ماهه شد//عزیز دل مامان ۶ماهگیت مبارک.۶ماهگی آرتین مصادف شد با شب یلدا وتولد بابا جونش. برای باباییش تولد گرفتیم من وآرتین .کیک خریدیم و کادو وخلاصه تولد بازی .اولین سالی بود که آرتین تولد باباش وشب یلدا پیش ما بود.اینم عکس تولد:

 

Tinypic

تولد بابایی تو اتاق آرتین برگذار شد امسال.روی عکس کلیک کنید بزرگ میشه

امروز اولین روز زمستونه ومن ۶ماه مرخصی ام تموم شده واومدم سرکار.آرتین رو گذاشتم خونه پیش مامانم .خدا کنه اذیت نکنه خیلی دلتنگشم ونگران.قرار شد هفته ای ٣روز بذارمش پیش مامانم . البته الان باید برم ببرمش واسه واکسن ۶ماهگی خدا کمک کنه ...خداکنه مثل ۴ماهگیش اذیت نشه وخیلی تب نکنه...استرس دارم همیشه موقع واکسن زدن.

آرتین همچنان منو خیلی اذیت میکنه شب ها.نمیدونم از چیه.از دندونشه یا چیز دیگه هم خودش عذاب میکشه هم منو دیوونه کرده .هر نیم ساعت بیدار میشه همش به خودش میپیچه نمیدونم چه کنم مدام میخواد بخوره ومن نقش پستونک رو براش بازی کنم ...خیلی خسته کننده است خداکنه از دندونش باشه وخوب بشه زودتر.دیشب که واقعا بیچارم کرد هر یه ربع بیدار شد ونق نق کرد.بمیرم واسش که اینهمه اذیت میشه کاش میتونستم براش کاری بکنم تا آروم بخوابه.دلم براش میسوزه....

Tinypic

از شیرین کاری هاش بگم که جدیدا دمر که میشه خودش دوباره صاف میشه چند بار اینکاررو میکنه وغلط کامل میزنه یه دفعه میبینی از این ور اتاق رسیده به اون طرف.تو رورئک هم قشنگ راه میره دیگه ...ولی هنوز بدون کمک نمیتونه بشینه و۴دست وپا هم نمیره...آرتین تنبل.

هفته دیگه وقت دکترشه .ببرم ببینم وزن گیریش چجوری بوده اینماه.غذا که اصلا خوب نخورده اصلا دوست نداشت فرنی وسرلاک رو .خداکنه از این ماه که سوپ میدم بهش دوست داشته باشه...

اینم یه عکس دیگه از آقا آرتین ما با جلیقه ای که خودم واسش بافتم:

Tinypic

راستی ماه محرم هم شروع شده نذر کردم آرتین رو علی اصغرش کنم وببرمش عذاداری.دراولین فرصت با لباس علی اصغرش یه عکس میگیرم ومیذارمش تو سایت دقیقا ۶ماهه است پسرم تو این ماه محرم.قربون علی اصغر۶ماهه امام..........


 
comment نظرات ()

 
 



آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نويسان

دريافت كد در بهاربيست

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس