Lilypie Second Birthday tickers نوروز90 با آرتین+سفرنامه عید - فرشته کوچولوی من


فرشته کوچولوی من

نوروز90 با آرتین+سفرنامه عید
نویسنده : لیلا - ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳٩٠/۱/٢٠
 

عیدتون مبارررررررررررررررررررررررررررررررک

به زبون آرتین:

بابالللللللللللللللللللللللک

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

امیدوارم که سال ٩٠سالی پربار وپرازشادی وبرکت باشه برای همه.

ما که امسال دومین نوروز ٣نفره رو گذروندیم ..باورم نمیشه که اینقدر روزها تند وسریع دنبال هم میدوند وازپی هم میگذرن وبه سرعت چشم برهم زدنی ٨٨شد ٨٩وحالا ٩٠ و....

سال تحویل ساعت ٣نصفه شب بود به هیچ وجه نمیشد آرتین رو بیدار نگه داشت.من وهمسری هم خیلی خسته بودیم خوابیدیم ولی ساعت رو کوک کردیم ۵دقیقه مونده به سال تحویل بیدار شدیم وسرسفره ٧سین نشستیم با چشمهایی خواب آلو..آرتین که جلوی تلوزیون درخواب ناز بود ..صبح روز ١فروردین ٩٠بیدار شدیم وسر سفره ٧سینمون نشستیم وعکس انداختیم آرتین کلی ذوق زده شده بود. پارسال ٩ماهه بود چیزی سر درنمی آورد از سفره ٧سین ولی امسال از ذوق ماهی های قرمز تویه تنگ بالا وپایین می پرید ومیگفت:مانی مانی

بهش یاد دادیم که بگه عیدتون مبارک.عید رو یاد نگرفت ولی بابالک روو خوب یاد گرفت..به هرکی میرسید دستشو دراز میکرد دست میداد ومیگفت بابالک یعنی مبارک.

شیرین زبون شده چه شیرین زبونی ...خیلی کلمات رو میگه تو آپ بعدی مینویسم حرف زدن این گوگولی رو...فعلا از سفرمون بگم وعید نوروز.

امسال خداروشکرحضرت زینب (ع)طلبیده بود وهمگی دسته جمعی همراه با خانواده من رفتیم ١هفته سفر سوریه ولبنان.خیلی عالی بود وخیلی خوش گذشت.آرتین خیلی همکاری نکرد وخوب اذیت شدیم .کالسکه نبردیم چون نمینشست توش همش میخواست راه بره وکسی هم دستشو نگیره وخلاصه باباش پدری ازش دراومد تا این وروجک رو بغل بگیره وآروم کنه..غذا خوردنش خیلی سخت بود چون اصلا از غذاهای اونجا خوشش نیومده بود وهیچی جز سیب زمینی سرخ شده نمیخورد..خوب شد سرلاک بردم با خودم.بالاخره سفر با کوچولوی این سنی سختی های خودشو داره ولی در کل خوب بود .هم زیارت بود هم سیاحت.لبنان که خیلی خیلی زیبا بود ..هوای عالی ومناظر زیبا..آرتین که خیلی بهش خوش گذشت از ٨صبح تا ١١شب ددر بود.تا چشماشو باز میکرد میگفت ددر ددر...حسابی کیف کرده بود.

یه کمی هم سرماخوردگی داشت از اول سال که هنوز هم ادامه داره نمیدونم چرا خوب نمیشه آبریزش وسرفه که تو سینه اش مونده.دکتر میگه شاید حساسیته به بهار..

خلاصه که عید وتعطیلات خوبی بود ..اینم کلی عکس از سفرمون:

عکس آرتین در کنار حرم حضرت رقیه (ع):

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

به یاد همه دوستای عزیزم بودم واگه قابل باشم برای همه دعا کردم....

اینجا تو رستورانه که خداروشکر چون جای بازی داشت آرتین مشغول شد وما تونستیم یه شام درست وحسابی بخوریم..اینقدر ذوق زده شده بود تو این ماشین ها که شام وغذا رو یادش رفت ...

 آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آرتین سرمست از هوای بهاری درارتفاعات خوش آب وهوای لبنان

 

 آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 

 آپلود عکس کوچولوهای فارسی

مناظر زیبای لبنان وآرتینک ما....

آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی آپلود عکس کوچولوهای فارسی

این هم یه عکس از تولد پسردائی آرتین ..آقا بسیار حس عکس گرفتن بهشون دست داده بود ما هم سریع دوربین را آوردیم ویه عکس جانانه انداختیم از شازده پسر

آپلود عکس کوچولوهای فارسی


 
comment نظرات ()

 
 



آمار وبلاگ

تعداد بازديدهای اين وبلاگ:

خدمات وبلاگ نویسان

BAHAR 20.COM

خدمات وبلاگ نويسان

دريافت كد در بهاربيست

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس