16ماهگی آرتین وشیرین کاری های بامزه اش

هرروز شیرین تر از دیروزمیشه ..بعضی وقتها یه کارایی میکنه که واقعا خندمون میگیره واصلا باور نمیکنیم که در این حد میفهمه...امروز ١۶ ماهه شد.١۶ تا دندون داره عشق من.فکرنکنم دیگه تا ٢سالگی خبری از دندون جدید باشه ایشالله.

تو حرف زدن احساس میکنم یه کمی تاخیر داره چون همسن وسال هاش کلمات زیادی رو میگن ولی آرتین من خیلی کم کلمه میگه..خیلی حرف میزنه ها خیلی ولی فقط خودش میفهمه که چی میگه.کلماتی که میگه :

*مامان* ...که منظور از مامان خیلی چیزهاست:

وقتی گشنه اشه:ماما...ماما..ماما با حالت گریه والتماس پشت سر هم میگه

وقتی خوابش میاد :مااا ماااا به حالت نق نق ..

وقتی میخواد خودشو برام لوس کنه مامان رو با آهنگ خاصی میگه  وصداش رو نازک میکنه وکش دار :ماااامااااان

وقتی یه چیزی میخواد ولی دستش نمیرسه بهش یا میخواد یه کاری بکنه نمیتونه :مامااان ماماااان

*بابا* این کلمه رو زیاد نمیگه .بعضی وقتها که میلش بکشه ..

دد: که منظور مشخصه بیرون رفتن  وگشت وگذار

*اک.....دووو......دههههه* یعنی 1..2...3 ..: خیلی خوب بلده ومدام موقع بازی کردن با خودش تکرار میکنه .توپش رو پرت میکنه ومدام میگه ..

*الووووو* مدام ورد زبونشه...اینقدر بامزه میکشه  صداشو ومیگه الوووو ..تا گوشی تلفن رو ببینه میگه الووو. یا موقع بازی هم مدام میگه هرچیزی دم دستش باشه میذاره درگوشش ومیگه الو میخواد اسباب بازی باشه میخواد دمپایی باشه یا هر چیزی.اگر هم چیزی گیرش نیاد دستشو میذاره دم گوشش ومیگه الووو.

اتل متل  توتوله بلده تا میگم میشینه و میزنه روی پاهاش.ولی چیزی نمیخونه فقط حرکتشو انجام میده

لی لی حوضک بلده..دستشو میده تا براش لی لی حوضک کنم یا دست منو میگیره وبرام لی لی حوضک میکنه..

کلاغ پر رو هم بلده:وقتی میگم :کلااااغ میگه *دددددررررر* .....یعنی پر..میگم: گنجیشک:میگه *ددددرررر* میگم آرتین؟ میگه : نههههههههه وانگشت اشاره شو نشون میده به علامت نه وسرتکون میده

گشنه که میشه خدارو بنده نیست گریه ونق ونوق که زودتر غذامو بیارید چند روز پیش یه کار جالب کرد کلی خندیدیم .داشتم غذاشو هم میزدم تا خنک بشه .آرتین هم کلافه بود چون خیلی گشنه اش شده بود دید من هنوز دارم هم میزنم وغذا بهش نمیدم دیدم رفت تو آشپزخونه وپیش بندشو برداشت آورد داد به من که برام ببند.یعنی اینکه زود باش دیگه مامان مردم از گشنگی ..براش بستم .باز دید بهش غذا نمیدم .یه بالش بزرگ داریم همیشه میذارم پشتش ومیشینه بهش تکیه میده وبهش غذا میدم .اصولا خیلی به صندلی غذا عادت نکرده..دیدم دوید سمت بالش ونشست وبهش تکیه داد..دیگه مرده بودم از خنده .طفلکی خیلی گشنه بود دید مامانش کاری نمیکنه وبهش غذا نمیده خودش زودتر از من مقدمات رو حاضر کرد.عزیزززززم قربونت برم من الهیییی.

عشقش دمپایی یا کفش بزرگترهارو پا کردنه..نکنه چشمش به یه دمپایی بیافته سریع وارد عمل میشه.اینجوری:

Ir Upload [

Ir Upload

عاشق این اسباب بازیشه . خیلی دوسش داره .صدای چند تا از حیوانات رودرمیاره وآهنگ میزنه..رفته بالای میز  وداره گیتار میزنه..

Ir Upload

 

 جدیدا دستش میرسه به دستگیره در.یه سره در حال باز وبسته کردن دره..هی میره سمت در اتاق ودسشویی ومدام باز وبسته میکنه خیلی از این کار لذت میبره:

 

 

Ir Upload

کلا خیلی چیزها رو میفهمه ودرک میکنه که چی میگم مثلا بهش میگم برو ماشینت رو بیار برو توپت رو بیار ..اینوبده...اونو بده..اینارو انجام میده یعنی معنی حرفها رو خوب بلده .میگم لالا کن میره بالشش رو میاره وسرشو میذاره روش ولالا میکنه..ولی خوب هنوز تو گفتن کلمات تنبله....به بابا جونش رفته آخه اونم انگار خیلی دیر به حرف افتاده ولی وقتی افتاده دیگه کله همه رو برده..

اینم از شیرین کاری های یه آرتین ١۶ماهه شیطون وبازیگوش.

راستی در آخر هم بگم که هفته پیش عشق مامان مریض شد.یه مریضی خیلی سخت.گلاب به روتون اسهال واستفراغ وتب شدید .یه ویروس خیلی بدجنس که واقعا اذیتمون کرد .آرتین که ١کیلو وزن کم کرد وخیلی خیلی اذیت شد .منم که بیچاره شدم .اینکه مریضی بچه چقدر سخته رو دیگه همه میدونن.خدارو شکر که دوره اش رو طی کرد وبعد از ١هفته خوب شد .الان هم همه چی بر وفق مراده خدا رو شکر...

/ 37 نظر / 60 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلا

سلام واقعا كه مريضي اين فرشته هاي كوچولو سخت خدا رو شكر كه خوب شده آرتين خاله چه الوو گفتني داري تو هم مثل كيان من عاشق تلفني؟ مرسي از عكسا راستي منم آپم بياي خوشحال ميشم

مامان اميررضا

مقدماتش برا غذا خوردن خيلي باحال بود چرا انقدر بچه رو گشنه مي ذارين طفلي رو

ندا

قربونش برم من ..گیتاریست

ساهارا

سلام لثیلا جون آرتین خوبه؟؟ چرا وبلاگ آرتین رو آپ نمیکنی من الان یک ماهه میام میبینم آپ نکردی...حتما سرت خیلی شلوغه! امیدوارم هر جا هستی خوب و خوش باشی

نگامه

سلام لیلا جونم.بعداز مدتها پیدات کردم.ماشالا پسر بزرک شده.یادش به خیر روزهایی که با هم به انتظار اومدنشون بودیم.ببوسش.

من.

آخی! چه بزرگ شده ماشالا! این عکس مسافرتش هم خیییییییییلی بامزه است!

نگامه

سلام لیلا جون.من اول برای تو نظر گذاشتم.هیچ وقتم فراموشت نکردم/ازین به بعد بیشتر بهت سر میزنم......

مامان توتی و عسل شیرینش

سلامممممممممم لیلا جون خوبی عزیزم خیلی دلم برای تو و آرتین جوجو تنگ شده بود به خدا از صبح تا شب دنبال عسل میدومم باور میکنی دو سه شبم هست مریضه خدا رو شکر تبش قطع شده و لی اسهالشش انگار نه اگه تجربه ایی داری کمکم کن[ماچ]

شارلوت

سلام دوست عزیز خوشحال می شوم از بلاگ ما دیدن فرمائید[گل] Charlotteiran.blogfa.com

مونا

سلام لیلا جان چه پسر خوشگل و مامانی داری خدا حفظش کنه من عاشق چنین وبلاگهای هستم که خاطرات زندگیشونو مینویسند به من هم سری بزن خوشحال میشم عکس های جدید آقا پسرت هم برام میفرسی.