آرتین 2سال و4ماهه شد....

بعد از 3ماه تاخیر بالاخره این مامان تنبل اومد که وبلاگ آپ کنه...واقعا خجالت آوره.

یه مدته خیلی درگیر بودم واصلا وقت نمیکردم اینجا بنویسم..بعدشم مگه آرتین شیطون بلا فرصتی هم باقی میذاره واسه آدم ..ماشالله هرروز شیرین تر وشیطون تر از روز قبله...

تو این 3ماهه یعنی دقیقا بعد ازتولد دوسالگیش تا امروز اینقدر پیشرفت های قابل ملاحظه ای داشته تو یادگیری زبان که قابل وصف نیست آرتینی که 4تا کلمه به زور بلد بود الان چنان شعر وداستان برامون تعریف میکنه که غش وضعف میریم براش...چقدر زبون باز کردن بچه ها شیرینه..اصلا فکرشو نمیکردم که به این سرعت پیش بره ..یعنی تحول عظیمی بود وخوشحالم فکرمیکنم مهد هم بی تاثیر نبود چند تا شعر رو که من اصلا بلد نبودم و از مهد یاد گرفته بود من گوش میدادم اوایل نمیفهمیدم چی میگه با دقت زیادگوش دادم و الان بالاخره منم شعر رو یاد گرفتم :ای بابا ..ای مامان مهد کودک چه خوبه..اینجا رو دوست دارم..

وهمینطور شعر آقاپلیسه زرنگه با دزدا خوب میجنگه

شعرای دیگه ای  که آرتین بلده:حسنی نگو بلا بگو رو دیگه کامل خودش میخونه..یه توپ دارم قلقلیه..توپ سفیدم قشنگی ونازی...اتل متل ...شیر تا بخوای مفیده...تولدت مبارک.

خلاصه که شیرن زبون ما شیرین عسلی شده واسه خودش ودلی از ما میبره...

گفتگوی 2نفره آرتین ومامان...

آرتین:مامان گشنمه پلو ماست میخواممم(اگه ماست کنار غذا نباشه اصلا غذا نمیخوره)

مامان:چشم الان میارم مامان

آرتین: آب هم بیار زود باش دیگه گشنمه هاااا

غذا رو آوردم وآرتین دهانش رو باز کرده تا لوزه سومش هم دیده میشه..تا قاشق میاد لب دهنش دهنشو میبنده

آرتین:  مامان داغه هاااا فوت نکردی..فوت کن میسوزماااا

فوت میکنم ومیخوره

آرتین:به به چه خومزه مامان مرسی..(سرش رو هم تکون میده)

وقتی سیر شد ودیگه میلی به خوردن نداره الکی برای اینکه نخوره...

آرتین:ماماخوابم گرفته دیگه.. دلم درد گرفته ها بسه دیگه بقیه شو شب میخوریم دیگه ایر(سیر )شدم..

میریم واسه خواب..بغلم میکنه ودستشو دور گردنم حلقه میکنه معمولا اینجوری میخوابه...

آرتین :مامان دوست دارم..عاشکم(عاشقتم).میخوامت..آکرم(چاکرتم)..اوکرتم(نوکرتم)..قابل توجه که دوتا کلمه اول رو من یادش  دادم بقیه رو پدر عزیزش..

مامان:مرسی عزیزم منم دوست دارم عاشقتم پسر گلم حالا بخواب دیگه ..

آرتین:مامان شنگول منگول بخون برام..

مامان درحال خوندن قصه شنگول ومنگوله وآرتین هم یه قسمت هایی رو همراهی میکنه

آرتین: مامان بزی میگه بچه ها در رو روی کسی باز نکنین هااا ..بعدش آقا گرگه میاد(اینجا صداشو کلفت میکنه) تق تق کیه کیه ؟من آقا گرگه... بعدش شنگول ومنگول رو خوووووورد...ووو....مامانشون اومد وشیکم  آقا گرگه رو پاره کرد وشنگول منگول اومدن پیش مامانشون..قصه ما به سررسید کلاغه به خونش نرسید..

وبالاخره آرتین ما در خواب عمیقی فرو میرود...

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

تو این 3ماه تابستون 1بار رفتیم سبزوار و2بار هم رفتیم شمال ..آرتین خیلی دریا رو دوست داره وکلی شنا کرد وبهش خوش گذشت..یه ویلای روستایی بامزه هم بود مال یکی از دوستان که سری زدیم به اونجا واین عکس های زیبا مال اونجاست.آرتین تو بالکن خونه واستاده وژست گرفته..

 

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

کلا خیلی سخت میشه از آرتین عکس گرفت جدیدا همش میگه دوربینو بدید به خودم ونمیذاره ازش عکس بگیریم..

واما از عظیم ترین پروژه وبزگترین ومهم ترین مرحله زندگی آقا آرتین بگم که در اول مهرماه 90یعنی در سن 2سال و3ماهگی آغاز شد پروژه از پوشک گرفتن آرتین ومرد شدنش..دیگه پسرمون میره دستشویی وآقا شده.از اول مهر شروع کردیم با کتاب داستان وقصه واین حرف ها که عروسکش رو هم با خودمون میبردیم تو دسشویی تا جیش کنه...وبالاخره بعد از 1ماه تلاش یاد گرفته والان دیگه کامل کامل مرد شده پسرمون..خیلی سخت بود ولی بالاخره به خوبی پشت سر گذاشتیم وراحت شدیم از این یکی مسئله هم...

آرتین خطاب به عروسکش: نی نی تو شورتت جیش نکنی هاااا تو دیده بزگ شدی برو دسشویی جیش کن تا مامانت بهت جایزه بده وگرنه دعوات میکنه ها اگه تو پوککت (پوشکت)جیش کنی..

خیلی کارها وحرف های دیگه هست که ایشالله اگه تنبلی نکنم تو آپ های بعدی مینویسم..

اینم حسن ختام یه عکس سانسوری وتوپ از آرتین ودوست دخترش.ببینید چه لاتی یه دستی بغل گرفته و..

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

/ 21 نظر / 27 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ناهید مامان ویانا

عزیزم ماشالله چه شیرین حرف می زنه گل پسری[شوخی]

سولی

الهی که من قربون این پسر با نمک برم بووووووووووووووووووووووس برای ارتین[ماچ]

مونا و عطرین

جیگر آرتین گلی رو من بخورم الهی چقدر ناناز شده تو اون عکسای آتلیه اش قربون اون چشای خوشملت برم من خاله بووووووس[ماچ][ماچ]

خاله ملی و دخملا

سلام به آرتین گلی و مامان جون ما هم به یادتونیم عزیزم دوست دارم گل پسر شیرین زبون شاد باشی و سلامت [گل]

مهتا مامان امیرپارسا

ای خداااا این آقا پسر رو ببین چه ناز و بزرگ شده.....بوسش کاملا مردونه و لاطی بود به قول خودت.......... از چشاش معلومه پشت اون همه هیاهو یه دل کوچیک و مهربون داره لیلا جون من قبلا مطلبت رو خونده بودم ولی هرکاری کردم نتونستم نظر بذارم الان دوباره اومدم بوس واسه هر دوتون

لیلا

سلامممممممممممممممممممم اول مبارک پروژه بزرگ خوشبحالت موفق شدی وای که چقدر شیرین حرف میزنه بوسسسسسسسسسسسسس عکسا هم 20 بود

باران - مامان الینا

سلام لیلا جونم باورت نمیشه هر خطی از وبتو که میخوندم لبخندی روی لبام بود من هم پا به پای شماها ذوقیدم از این پسمل دوسش دارم یه عالمه ببوسش از طرف من اا خدائیش بزرگ شده بگو ماشالله [گل][قلب][ماچ][زبان]

سایه مامان آرتین

سلام لیلا جان خوشحالم از آشنایی با شما و گل پسرت که هم اسم پسری منه خیلی خوب و شیرین می نویسی خدا گلت رو برات حقظ کنه[گل]