سال89/اولین عید نوروز با آرتین

Tinypic

 

سال ٨٩ اومد............اولین عید نوروز با آرتین...

سرم شلوغ بود ..مشغول سفر وعید دیدنی ومهمون بازی ومریض داری وازا این جور کارها..واسه همین تا الان وقت نکرده بودم بیام واز عید بنویسم..

اولین تحویل سال 3نفره با آرتین ..چقدر قشنگ بود.البته آرتین کلی غرغر کرد موقع تحویل سال چون خوابش میومد . چه حس قشنگی بود اینکه کنار هم نشسته بودیم بالاخره آرزوم برآورده شده بود..آرتین کنار ما بود صحیح وسالم.یاد پارسال می افتام با اون دل قلمبه ام ودلشوره هام..چقدر همه چی زود میگذره..حالا آرتین کنارم بود تو بغلم..سال دیگه این موقع در چه حالیم..؟؟؟خداکنه خوب وخوش کنار هم سلامت باشیم.خیلی موقع تحویل سال امسال برای بابام دعا کردم.تا 3ساعت قبل از تحویل سال بیمارستان بود .حالش مساعد نبود .امیدوارم این سال سال خوبی باشه برامون  وسایه پدرم همیشه بالای سرماباشه.الان حالش بهتره بابا جون ولی هنوز خوب خوب نشده.

Tinypic

اما از اولین مسافرت آرتین بگم.روزدوم عید رفتیم شیراز با مامان اینا وداداشام.کلی خوش گذشت.هرچند که حال بابام زیاد مساعد نبود ونتونستیم اون جور که باید از سفرمون لذت ببریم ولی رویه هم رفته بد نبود.شیراز خیلی قشنگ وبا صفا بود.هوای خوب ومناظر قشنگ.کلی فیلم وعکس گرفتیم.آرتین هم تو آغوشی همش تو بغل باباش بود.خیلی اذیت نکرد پسر خوبی بود. اینا همه عکس های شیرازه ..

راستی یادم رفت بگم روز دوم عید پنجمین دندون آرتین هم دراومدبا کلی مکافات ودرد وناله.این دندون درآوردن آرتین هم شده مکافات واسه من...

Tinypic

Tinypic 

 

Tinypic 

بعد از شیراز هم 10تا 15فروردین رفتیم مشهد وسبزوار ولایت همسری... اونجا هم بد نبود فقط خیلی سرد بود ومتاسفانه آرتین مریض شد.ولی زیارت خیلی چسبید.آرتین رو هم باباش تا دم ضریح برد .شد مشتی آرتین.

سیزده بدر هم اونجا بودیم.خیلی سرد بود ومن وآرتین همش تو ماشین بودیم.

اینم سفرنامه ما از نوروز89

Tinypic 

بعد از سفر چون آرتین خیلی بیقرار بود وتب هم داشت بردمش دکتر .گفت یه سرماخوردگی جزئیه.شربت سرماخوردگی داد .وگفت احتمالا بیقراری اش به خاطر ششمین دندونشه که داره درمیاد.وزن کرد آرتینو...خیلی خیلی کم اضافه کرده بود تویه 2ماه فقط 200گرم اضافه شده بود .که دکتر گفت هم دندون درآورده هم مریض بوده هم 4دست وپا رفته وشیطنت لاغرش کرده عیبی نداره...شده بود 9800کیلو با قد 79سانت.

3روز دیگه آرتین 10ماهش تموم میشه.الان چند روزه که  اولین قدم رو برداشته...سرپا وایمیسته و3تا4تا قدم راه میره ومیافته..دوباره یه جایی رو میگیره بلند میشه 2قدم میره میافته...خلاصه که داره یواش یواش راه میافته پسرم..عاشق اینه که راه بره..وقتی یه قدم برمیداره تشویقش میکنم کلی ذوق میکنه وتند تند قدم برمیداره ومیخوره زمین.اگه حواسش نباشه که داره راه میره خیلی بیشتر راه میره ..باید حواسش جای  دیگه ای باشه ..مثلا تلوزیون که نگاه میکنه وذوق میکنه یه دفعه میبینی 5قدم هم راه رفت..

اینم از وصف حال یه آرتین 10ماهه 

 

Tinypic

 

آرتین تو فرودگاه در حال شیطونی رو صندلی های فرودگاه

 

Tinypic

اینجا هم از بس شیطونی کرد خسته شد وخوابش برد

 

Tinypic

/ 13 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرجان مامان نارینا

غزیز دل خاله سلام تاتی کردنت مبارک نفسی ایشالا همیشه خوب و خوش کنار مامان بابایی باشی و ایشالا بابابزرگ مهربونتم زود زود خوب بشن به امید خدا[ماچ][ماچ]

لیلا مامان برسام

لیلا جون خداکنه پدرت هر چه زودتر بطور کامل سلامتی پیدا کنن و سایشون بالای سرتون باشه عجب جیگری شده آرتین هزار ماشالله مبارکه برداشتن اولین قدم هاش باشه عکسهاتون خیلی قشنگ شده ممنون من هی میومدم سر میزدم میدیدم خبری نیست الان که دیدم کلی خوشحال شدم

روشنک

بازم من اومدم با اینترنت زپرتی[ناراحت] عکسا هیچ کدوم باز نشد قربون راه رفتنت برم من آرتین گل خاله...ایشالله ببینمت چند تا گاز حسابی نثارت می کنم

ساهارا

سال نو مبارک باشه لیلا جون دلم خیلی برات تنگ شده... امیدوارم سال خوبی رو در کنار همسر و آرتین گلت داشته باشی همراه با سلامتی برای همتون.... بوسسسسسسس

روشنک

عکسارو دیدم جیگرمیییییییییییی

مسیحا

هزار ماشالله .خیلی بامزه شده این پسر

پسر آبی

سلام دوست گلم...آرتین جون ما در چه حاله؟ آخه کی میرسه که خودش بشه همه کاره وبلاگ هرچند الانم همه کارس... آرزوی سلامتی برای شما و آرتین جان گل...[گل][خنده]

مامان بردیا

به به به مبارک باشه راه رفتن گل پسر قند عسل .افرین به پسر نازمون[ماچ][ماچ][ماچ]